نويسنده



آثار تاريخي يك تنها



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعيت من در ياهو



آمار وب



طراح قالب:



موزيک و ساير امکانات





 

گاهی باید نباشی...

تا بفهمی نبودنت واسه کی مهمه

اونوقته که میفهمی باید همیشه نباشی!


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:51 | |







 

دل می بندم…

به قابـــ عکستـــ که روی دیوار جا مانده است…

باوفاتر از خود توست…

به من لبخند می زند…

و هنوز هم در جایش باقیست…


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:50 | |







چرا که می دانم…

می دانم که چه ها در سرزمین دلم خواهند کرد …

و من …

در برابرشان جز نگریستن چاره ای ندارم

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:49 | |







 

مهربان باش …

مهربان باش که در آن پس این پنجره ی سبز قشنگ …

مهربان است کسی با من و تو …

چه قشنگ است نگاهی که به مهر …

بگشایی به همه…


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:48 | |







 

شکست داده ام …

تنهایی را ….

از وقتی که یادت …

هیچ وقت تنهایم نگذاشته است….


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:47 | |







بـا کــســـی . . .
بـا کــســـی . . .
رابــطـه ” احــســاســی“بر قـــرار کـــن کــه. . . .
نــه تــنهـــا
افــتخـــار میــکنــه تــو رو داره. . .
بــلــکـــه
حــاضـــره هــر” ریـــســکــی ” رو بـــکنـــه . . .
کـــه فــقــط
کـــنـــار ” تــــــو ” بـــاشـه. . .


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:46 | |







 


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:45 | |







 

من عاشـــــــــق نیستم!

فقط گاهی… حرف تو که میشود دلم…

مثل اینکه تـــــــــب کند گــــــــرم و ســـــــــرد میشود

توی سیــــــــنه ام چـــــــــنگ می زند آب میشود…


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:15 | |







خیالت راحــتـــــ . . .

شکسـ ــــته ها نفرین هم بکـ ــنند ،

گیرا نیسـ ــت …!

نـــفرین ،

ته ِ دل می خـ ــواهد

دلِ شکسـ ــته هـ ـــم که دیگر

ســــر و ته ندارد . . .

 

 

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 2:15 | |







دمش گرم

باران را می گویم

.به شانه ام زد و گفت: خسته شدی… امروز تو استراحت کن،من میبارم

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 16:54 | |








[+] نوشته شده توسط mehran در 14:46 | |








[+] نوشته شده توسط mehran در 12:51 | |







 

 

  گاهی از خیال من گذر می کنی …
    بعد اشک می شوی …
    رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …


[+] نوشته شده توسط mehran در 16:58 | |







 

 

 

قاتلی شده ام زنجیره ای!!!

 

قاتلی که مقتولانش را می بلعد!!!

 

قاتلی که از قتلهایش هرگز پشیمان نخواهد شد!!!

 

قاتلی که بسیار عاشقش می شوند!!!

 

.

 

.

 

من میکشم تک تک احساساتم را و فرو میخورم آنها را....

 

و چه بسیار دوست دارند مرا مردم...

 

وقتی که از کنار احساسشان، بی احساس می گذرم!!!

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 23:45 | |







 

 

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی


[+] نوشته شده توسط mehran در 16:55 | |







 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 18:9 | |







 

 

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:33 | |







 

 

 

ســـ ــینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت


[+] نوشته شده توسط mehran در 13:36 | |







 

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای ابر گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
     که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد

 
 

 


[+] نوشته شده توسط mehran در 16:36 | |







 

گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشد
ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد
در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی
 از هزاران گل گلی همچون شما پیدا نشد



[+] نوشته شده توسط mehran در 18:50 | |







می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست


[+] نوشته شده توسط mehran در 13:47 | |








 

من ترانه می سرایم

تو ترانه می نوازی

در ترانه های من اشک است و بی قراری

یک بغل از ارزوهای محالی…

تا ابد چشم انتظاری…

فکر پایان و جدایی…

ترسم از این است که شاید

در نگاهت من بیابم ردی از یک بی وفایی…


[+] نوشته شده توسط mehran در 13:43 | |







آسمـان هـم کـه بـاشی
بـغلت خـواهــم کـرد …
فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش
هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …
پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو
دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…


[+] نوشته شده توسط mehran در 13:4 | |







دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه‌ی عشق
قهرمانان را بیدار کند

 


 


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:19 | |







 

بوسه


[+] نوشته شده توسط mehran در 14:18 | |








[+] نوشته شده توسط mehran در 15:29 | |







گاهی از غم می شود ویران دلم/کاشکی دلها همه مردانه قسمت می شدند
.
.
.
روزگاریست که پیمان بسته با جان منی/خانه ات آباد باد ای غم که مهمان منی
.
.
.
اگه میگفتی میخوامت،دلم دیگه غصه نداشت/شبا چشام خوابش می برد،نیازی به قصه نداشت
اگه میگفتی میخوامت،تو دنیا چیزی کم نبود/
رو خاطرات خوبمون،هاشور زرد غم نبود
.
.
.
ای مایه اصل شادمانی غم تو/خوش تر ز حیات جاودانی غم تو
از حسن تو راز ها به گوش دل من/گوید به زبان بی زبانی غم تو


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:27 | |







 


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:25 | |







دگر حس شقایق را نداری هوای قلب عاشق را نداری از آن چشمان خون سرد تو پیداست ، که قلب تنگ سابق را نداری…

.

.

.

قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمیگنجم.

.

.

.

به هر یاری که جان دادم به پاس دوستی دشمنی ها کرد با من، در لباس دوستی

.

.

.

من ازتو چیزی نمی خواهم .فقط گاهی نگاهی اشتباهی!

.

.

.

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!

.

.

.

وقتی کسی دیربه دیر ازم یاد میکنه نگرانش نمیشم حتما شاد بوده از یادش رفتم!

.

.

.

چوپان قصه ی ما دروغگو نبود ، او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سرمیداد ، افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد و در پی گرگ بودند و در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست.

.

.

.

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند / بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست / طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند . . .


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:25 | |







روی قلبی نوشته بودن شکستنی است ؛ مواظب باشید !!!
ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید !
.
.
چه شباهت متفاوتی بیت ماست ، تو دل شکسته ای ؛ من دلشکسته ام !
.
.
حرفی نزنی ! طاقت جنجال ندارم / بدجور شکسته ست دلم حال ندارم
درهای قفس باز و دلم عاشق پرواز / از حس پریدن پرم و بال ندارم
.
.
میخواهم فاصله ها را بشکنم تا به تو برسم ، ولی افسوس فاصله ها درست برعکس دلها شکستنی نیستند !!!
.


[+] نوشته شده توسط mehran در 15:24 | |



صفحه قبل 1 2 صفحه بعد